ناصرخسرو در گناباد سفری تاریخی و جذاب را روایت می‌کند که از خراسان تا گناباد، تون و طبس ادامه دارد. در این سفرنامه، ناصرخسرو مشاهدات ارزشمندی از قنات‌ها، کاریزها، باغ‌ها و آثار تاریخی گناباد نوشته است. او با نقل قول‌هایی از شاهدان محلی، عظمت قنات قصبه گناباد و تاریخ منطقه را شرح می دهد. این مقاله به بررسی کامل سفرنامه ناصرخسرو در گناباد و اهمیت تاریخی قنات‌های این شهرستان می‌پردازد.

ناصرخسرو کی بود؟

حکیم ناصرخسرو قبادیانی (۳۹۴ – حدود ۴۸۱ هـ.ق) شاعر، فیلسوف، متفکر و یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان و سفرنامه‌نویسان ایرانی در قرن پنجم هجری است. او پس از تحولات فکری و روحی، راهی سفرهای طولانی شد و هفت سال در سرزمین‌های مختلف اسلامی از خراسان تا مصر و شام و حجاز به سیر و سیاحت پرداخت. حاصل این سفرها کتاب ارزشمند سفرنامه است که یکی از منابع مهم تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی ایران و جهان اسلام به شمار می‌آید.

جریان سفر ناصرخسرو

ناصرخسرو سفر بزرگ خود را در سال ۴۳۷ هجری قمری از بلخ در خراسان آغاز کرد. او در مسیر، از بسیاری از شهرهای ایران و سرزمین‌های اسلامی عبور کرد و سرانجام به مصر، مرکز خلافت فاطمیان رسید. سپس از راه شام و حجاز بازگشت و دوباره به خراسان رسید. در این مسیر، او از تون (فردوس امروزی) گذشت و به سوی گناباد حرکت کرد. جایی که مشاهداتش را از کاریزها و اوضاع منطقه در سفرنامه ناصرخسرو ثبت کرد و امروز یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی شهرستان گناباد به شمار می‌آید.

در مسیر ورود ناصرخسرو به طبس، امیر آن شهر، گیلکی بن محمد، چند روزی او را به مهمانی پذیرفت. وقتی ناصرخسرو قصد ادامه سفر داشت، امیر طبس یک رکابدار (سواره و راهنمای سفر) را همراه او تا زوزِن فرستاد.

وی در مورد این شخص می گوید:

“….به وقت رفتن صلت فرمود و عذرها خواست ایزد سبحانه و تعالی از او خشنود باد رکابداری از آن خود با من فرستاد تا زوزن که هفتاد و دو فرسنگ باشد….”
این رکابدار در مسیر تون به گناباد، که ناصرخسرو او را با عنوان «مرد گیلکی» معرفی کرده، درباره حادثه‌ای که زمانی در آن منطقه رخ داده بود صحبت می‌کرد و اطلاعاتی درباره عمق و طول قنات‌ها می‌داد. ناصرخسرو این گفته‌ها را در سفرنامه ناصرخسرو آورده است و به این ترتیب خواننده امروز می‌تواند از زبان شاهدی محلی، عظمت قنات قصبه گناباد و تاریخ منطقه را درک کند.

ناصرخسرو در مورد گناباد

ناصرخسرو در کتاب سفرنامه‌اش در مورد گناباد چنین می گوید:

«نهم ربیع الاول از رقه برفتیم و دوازدهم ماه به شهر تون رسیدیم. میان رقه و تون بیست فرسنگ است، شهر تون شهر بزرگ بوده است اما در آن وقت که من دیدم اغلب خراب بود و بر صحرایی نهاده است و آب روان و کاریز دارد و بر جانب شرقی باغ‌های بسیار بود و حصاری محکم داشت. گفتند در این شهر چهارصد کارگاه بوده است که زیلو بافتندی و در شهر درخت پسته بسیار بود در سرای‌ها و مردم بلخ و تخارستان پندارند که پسته جز بر کوه نروید و نباشد. و چون از تون برفتیم آن مرد گیلکی مرا حکایت کرد که وقتی ما از تون به گنابد می‌رفتی دزدان بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند. چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند بعد از آن از آن جماعت یکی را پدری مشفق بود بیامد و یکی را به مزد گرفت و در آن چاه گذاشت تا پسر او را بیرون آورد. چندان ریسمان و رسن که آن جماعت داشتند حاضر کردند و مردم بسیار بیامدند. هفتصد گز رسن فرو رفت تا آن مرد به بن چاه رسید، رسن در آن پسر بست و او را مرده برکشیدند و آن مرد چون بیرون آمد گفت که آبی عظیم در این کاریز روان است و آن کاریز چهار فرسنگ می‌رود و آن گفتند کیخسرو فرموده است کردن.»

ارزش تاریخی روایت ناصرخسرو

گزارش ناصرخسرو یکی از قدیمی‌ترین منابع مکتوب درباره قنات‌های گناباد است. او با دقتی تحسین‌برانگیز عمق، طول و اهمیت این کاریزها را برایمان می گوید. به این ترتیب شاهدی ارزشمند بر قدمت و عظمت قنات قصبه و منطقه به را برایمان بیان می کند. این نوشته نشان می‌دهد که بیش از هزار سال پیش نیز گناباد به واسطه کاریزها و مهندسی پیشرفته آب، شهرت داشته است.

نکته جالب

اگر بخواهیم گفته‌های ناصرخسرو را با معیارهای امروزی بسنجیم، نتیجه شگفت‌انگیزی به دست می‌آید. ناصرخسرو عمق کاریزی را که مسافران در آن فرود آمدند ۷۰۰ گز و امتداد آن را چهار فرسنگ مطرح کرد. با توجه به اینکه هر گز بین ۹۵ تا ۱۰۴ سانتی‌متر و هر فرسنگ حدود ۵/۵ تا ۶ کیلومتر محاسبه می‌شود، اگر حداقل مقدار را در نظر بگیریم، عمق آن کاریز چیزی حدود ۶۶۵ متر (احتمالاً همان مادرچاه قنات) و طول آن نزدیک به ۲۲ کیلومتر بوده است. این اعداد نشان می‌دهد که روایت ناصرخسرو در گناباد نه تنها یک داستان تاریخی، بلکه سندی ارزشمند از عظمت قنات قصبه گناباد و سفرنامه ناصرخسرو است.

قنات قصبه گناباد

امروز یادگار همان سنت آبیاری کهن، در قنات قصبه گناباد نمایان است. شاهکاری که ریشه آن به بیش از دو هزار و پانصد سال پیش بازمی‌گردد و به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت گردیده است. این قنات با چاه‌های مادر بسیار عمیق و طولی نزدیک به ۳۷ کیلومتر، همچنان در دل کویر، زندگی و آبادانی را به زمین‌های شهرستان گناباد هدیه می‌دهد. بی‌تردید روایت ناصرخسرو در گناباد از کاریزها، حلقه‌ای تاریخی است که گذشته درخشان این سرزمین را به امروز پیوند می‌دهد.

پیشنهاد مطالعه

برای آشنایی کامل با آثار تاریخی گناباد و جزئیات بیشتر درباره گنابادگردی و آثار تاریخی شهرستان، پیشنهاد می‌کنیم کتاب “گناباد پیر تاریخ” را مطالعه کنید. این کتاب همه آثار تاریخی گناباد را در قالب مقالات معتبر معرفی کرده و از طریق فروشگاه گنابادگردی قابل تهیه است.